الفيض الكاشاني

436

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

گرد مىآوريد كه آن را نمىخوريد . » « 27 » پيامبر ( ص ) بيان كرده است كه اين اعمال با شرم از خدا سازگار نيست ؛ همچنين هنگامى كه هيأتى بر آن حضرت وارد شد و عرض كردند : ما مؤمن هستيم . فرمود : نشانهء ايمان شما چيست ؟ عرض كردند : صبر بر بلا و شكر در فراخى و رضا در برابر قضا و ترك شماتت دشمنان بر مصيبتى كه به آنان رسد . فرمود : « اگر چنين باشيد پس چيزى را كه نمىخوريد گرد نياوريد ، و آنچه را در آن سكنا نمىكنيد بنا نكنيد و در چيزى كه از آن كوچ مىكنيد ، رقابت نورزيد . » « 28 » پس زهد را موجب تكميل ايمان آنها قرار داد . جابر گفته است : پيامبر خدا ( ص ) خطبه‌اى ايراد و در آن فرمود : « هر كس لا إله إلّا اللّه بگويد و با آن چيز ديگرى نياميزد بهشت بر او واجب مىشود . » على ( ع ) برخاست و گفت : « پدر و مادرم فداى تو باد اى پيامبر خدا ! براى ما بيان فرما كه مقصود از نياميختن چيز ديگرى به آن چيست ؟ » پيامبر ( ص ) فرمود : « دوستى دنيا و گفتن اين كلمه براى به دست آوردن دنيا ، و پيروى از آن . گروهى سخن پيامبران مىگويند و اعمال جبّاران را انجام مىدهند . هر كس لا إله إلّا اللّه بگويد و چيزى از اينها در آن نباشد بهشت بر او واجب مىشود . » « 29 » در خبر است : « سخاوت و بخشندگى از يقين است و دارندهء يقين به دوزخ در نمىآيد . بخل از شكّ است و كسى كه شكّ كند وارد بهشت نمىشود . » « 30 » و نيز فرموده است : « سخاوتمند به خدا و مردم و بهشت نزديك ، و بخيل از خدا و مردم دور و به دوزخ نزديك است . » « 31 » بخل ثمرهء رغبت به دنيا و سخاوت ثمرهء زهد مىباشد و ستايش از ثمر ناچار ستايش از ثمر دهنده است . ابن مسيّب از ابى ذرّ از پيامبر خدا ( ص ) روايت كرده كه فرموده است : « كسى كه در

--> ( 27 ) طبرانى از حديث امّ الوليد دختر عمر بن خطّاب به سند ضعيف . ( 28 ) تاريخ خطيب و ابن عساكر از حديث جابر به سند ضعيف . ( المغنى ) . ( 29 ) عراقى گفته است : من اين را از حديث جابر نيافتم . ليكن حكيم ترمذى آن را در النّوادر از حديث زيد بن ارقم نقل كرده است . ( 30 ) مؤلّف الفردوس از حديث ابى الدّرداء و پسرش آن را در مسند خود ذكر نكرده است . ( 31 ) ترمذى و پيش از اين ذكر شده است ؛ الشعب بيهقى ؛ الاوسط طبرانى از ابو هريره ؛ جابر و عايشه ؛ الجامع الصّغير .